در بساط می پرستان حیله و نیرنگ نیست / سینه را پر کردن از جام حقیقت ننگ نیست / پیکر این خانه را چیزی نسازد جز صفا / عاقبت از آدمی چیزی نماند جز وفا .من روزگار را با غم یار طی کنم ، تا در دل این غم است ، غم روزگار چیست ؟یک رنگ و بوی تازه از عشق بگیر / پر سوزترین گدازه از عشق بگیر / در هر نفسی که می تپی ای دل / یادت نرود اجازه از عشق بگیر .کاش مردم همه میدانستند / که اگر عشق نباشد دل نیست / یک دل سر جدا از تب عشق / به خود عشق قسم جز گل نیست .بی تو دری بودم به برون ، نگاهی به کران و صدایی به کویر .به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم / تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم .مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد / عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی / که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد .ای عشق مرا به شط خون خواهی برد / چون قیس به وادی جنون خواهی برد / فرهاد صفت در آرزویی شیرین / دنبال خودت به بیستون خواهی برد .اس ام اس غمگین م ا که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ، ما تقاص چی رو میدیم ؟این عشق است که میسازد و می سوزد و شاید ترانه ایست که هردم آوایش در دل جاریست ، لیکن هرچه هست زیباست .میخوام که عاشقت بشم / گل شقایقت بشم / دلم واست تنگ شده بود / گفتم مزاحمت بشم .